تبليغاتX
seve7n
seve7n

خدا حافظ

سلام

من دیگه نمی خوام شعر بگم .

نمی دونم دقیقا می خوام چی کار کنم.

اما از مریم جون به خاطره تمام زحمت هایی که بهش دادم معذرت میخوام

ای کاش می شد شما ها رو به اندازه ی نهایت دوست می داشتم .

اما ...........

کا ش می شد با شعر گفتن آدما سبک بشه دلاشون ..... اما این طوری .......

نمی دونم چی باید گفت.

فقط از این که منو تحمل کردین ممنونم.

دوست دارم دوستتون داشته باشم و این دوستی رو باور داشته باشید

با احترامات

بهنام

نوشته شده در 86/02/12ساعت 2 قبل از ظهر توسط اولین نفر |

بی عنوان

رفت
تا انتها
محو........
پوچ.........
نعره ها زده شد
اشکها بر زمین ریخت
اما ...........
سخن خاموش.....
سکوت.........

مرگ.........

درد..........

رنج.... فراموشی........

باز هم سکوت............

سکوت..............

س.................

...................

..................

.

نوشته شده در 86/02/08ساعت 10 بعد از ظهر توسط اولین نفر |
درباره وبلاگ

چیزی برای گفتن ندارم.جز هرچه که در شعر ریختم.

لوگوی دوستان


امکانات